X
تبلیغات
دلنوشته
دلنوشته

اگر خدا ارزویی را در دلت انداخت/بدان توانایی رسیدن به انرا در تو دیده است

پیکت را بالا گیر

بزن به سلامتی ارزو هایی که

هیچگاه لمس نکردی

بزن به سلامتی عشقی که

طالع تو نبود و هنوزم دوستش داری

بزن به سلامتی شبهایی که

تو در تنهاییت گریه کردی

و ندونستی چرا؟؟؟؟

بزن به سلامتی دوستانی که

از پشت خنجر زدند

بزن به سلامتی اونکه

گفت

دوستت دارم

اما

تا اخرش

نموند............


نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1392ساعت 21:9 توسط roya| |

دلم میخواهد عاشق باشد

عقلم میخواهد عاقل باشد

این میگوید زود باش

ان میگوید دور باش

احساسم این روز ها دوشیفت کار میکند

و حقوقش را از من میگیرد........


نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1392ساعت 20:56 توسط roya| |

اجازه...اشك سه حرف ندارد...اشك خيلي حرف دارد!!!

ميداني؟؟....به رويت نياوردم....!

از همان زماني كه به جاي((تو))به من گفتي((شما))                            فهميدم 

پاي ((او))در ميان است

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 15:12 توسط roya| |

تو چه گفتی سهراب؟

قایقی خواهم ساخت...

با کدوم عمر دراز؟

نوح اگر کشتی ساخت عمر خود را گذراند.

با تبر روز و شبش بر درختان افتاد

سالیان طول کشید عاقبت اما ساخت

پس بگو ای سهراب...شعر نو خواهم ساخت

بیخیال قایق...

یا که میگفتی...

تا شقایق هست زندگی باید کرد؟ 

این سخن یعنی چه؟

با شقایق باشی...زندگی خواهی کرد؟

ورنه این شعر وسخن

یک خیال پوچ است

پس اگر میگفتی

تا شقایق هست حسرتی باید خورد

جمله زیباتر میشد

تو ببخشم سهراب

که اگر در شعرت نکته ای اوردم انتقادی کردم

به خدا دلگیرم از تمام دنیا از خیال و رویا 

به خدا دلگیرم  به خدا من سیرم نوجوانی پیرم

زندگی رویا نیست 

زندگی پر درد است 

زندگی نامرد است زندگی نامرد است!!!!


نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت 14:4 توسط roya| |

به خدا بگویید:

زمستانش سرد نیست!

جمع کند فصل هایش را!!

من در تابستانش هم از بی وفایی

دندان به دندان ساییده ام.....

                                                نقطه سر خط

نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1392ساعت 18:55 توسط roya| |

من عاشقانه دوستش دارم

و او عاقلانه طردم میکند

منطق او حتی از حماقت من هم احمقانه تر است

                                                              ((شاملو))

نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1392ساعت 18:49 توسط roya| |

سلام مهسا جون یادمه فکر کردم دیگه فراموشم کردی بابت پدربزرگت بهت تسلیت میگم بازم بهم سر بزن خوشحال شدم بعد این همه مدت دوباره اومدی
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1392ساعت 2:41 توسط roya| |

حوا که بغض کند 

حتی خدا هم اگر سیب بیاورد 

چیزی جز اغوش ادم ارامش 

نمیکند.........

                   نقطه سر خط

نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1392ساعت 0:55 توسط roya| |

هر نفس درد است که میکشم 

ای کاش بودی 

یا اصلا نبودی

اینکه هستی 

 و کنارم نیستی  

دیوانه ام میکند

بچه ها برام دعا کنید.

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1392ساعت 18:29 توسط roya| |

ان ((میم ))مالکیتی که به اخر اسمم اضافه میکردی بزرگترین و زیباترین عاشقانه ای بود که هر روز میشنیدم

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 22:11 توسط roya| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



معانی - گویا آی تی - تک تمپ - بوگاتی | بازیچه - گرافیک - وبلاگ